جف شیش

اگه با دیدن این وبلاگ یه لبخند کوچولو گوشه ی لبتون نشست و برای یه لحظه ی کوتاه چشماتون یه ریزه برق زد،تمام آرزوی من از ساختن و پرداختن وبلاگم برآورده شده.پس لطفا لبخند بزنید

 
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٦ 

گیلی در یک مسابقه تست هوش در دانشگاه؛ که جایزه یک میلیون دلاری براش تعیین شده؛ شرکت کرده بود. سوالات این مسابقه به شرح زیر است:

1- جنگ 100 ساله چند سال طول کشید؟
الف- 116 سال ب- 99 سال ج- 100 سال د- 150 سال
گیلی از این سوال بدون دادن جواب عبور کرد!

2- کلاه پانامایی در کدام کشور ساخته می شود؟
الف- برزیل ب- شیلی ج- پاناما د- اکوادُر
گیلی از دانشجویان دانشگاه برای جواب دادن کمک خواست!

3- مردم روسیه در کدام ماه، انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟
الف- ژانویه ب- سپتامبر ج- اکتبر د- نوامبر
گیلی از خدا کمک خواست!

4- کدام یک از این اسامی اسم کوچک شاه جورج پنجم بود؟
الف- آدر ب- آلبرت ج- جورج د- مانویل
گیلی این سوال رو با پرتاب سکه جواب داد .

5- نام اصلی جزایر قناری واقع در اقیانوس آرام از چه منبعی گرفته شده است؟
الف- قناری ب- کانگرو ج- توله سگ د- موش صحرایی
گیلی از خیر یک میلیون دلار گذشت!

جواب سوالات در پایین ...

.

.

اگر شما فکر می کنید که از گیلی باهوش تر هستید و به هوش او می خندید پس لطفا به جواب صحیح سوالات در زیر توجه کنید:

1- جنگ 100 ساله( 1453-1337 میلادی) به مدت 116 سال به درازا کشید.

2- کلاه پانامایی در کشور اکوادور ساخته می شود.

3- انقلاب اکتبر روسیه در ماه نوامبر جشن گرفته می شود.

4- نام کوچک شاه جورج، آلبرت بود. ( او در 1936 نام کوچک خود را تغییر داد)

5- توله سگ. در زبان اسپانیایی INSULARIA CANARIA است که در زبان فارسی به معنی جزایر توله سگهاست.

هرگز به «گیلی» ها نخندید!


 
آپ بعد از مدت ها
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۸ 

یه روز تقی کهنه شور یه گنجشک شکار کرده بود داشت کباب می کرد . یهو سعید کانگورو اومد گفت : از اون کباب گنجشکت یه ذره به من بده .

تقی کهنه شور : بیا ، همه این گنجیشک مال تو . حالا تو یه ذره بده . اینطوری بهم بیشتر می رسه !


کلمات کلیدی:
 
داستان طنز
ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٦ 

داســطــنــز

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.


این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.

 

کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.

به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ...!

 


کلمات کلیدی: داستان طنز
 
کسب درآمد در منزل
ساعت ٤:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٦ 
 
سمعک
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢۳ 

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است...

به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این خاطر، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو...

« ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. »

آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.

 

سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید:

« عزیزم ، شام چی داریم؟ »

جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت:

« عزیزم شام چی داریم؟ »

و همسرش گفت:

« مگه کری؟! » برای چهارمین بار میگم: « خوراک مرغ » !!


 
آیا می دانید...
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٤ 

 آیا می دانید که...

 نام تمام قاره ها به همان حرفی ختم میشود که با آن شروع میشوند؟

 زبان قویترین عضله در تمام بدن است؟

 به ازای هر نفر در ایالات متحده، دو کارت اعتباری وجود دارد؟

 زنها دو برابر مردها پلک میزنند؟

 کسی نمیتواند با نگه داشتن نفسش خودکشی کند؟

 هیچکس نمیتواند آرنج خودش را لیس بزند؟

 خوکها، به علت حالت جسمانی که دارند، نمیتوانند به آسمان نگاه کنند؟

  پروتئین تخم مرغ از پروتئین گوشت و شیر بیشتر است.؟

 پنگوئنها جوجه هاى خود را از روى صدایشان تشخیص می دهند؟

 

 اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود؟

 در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن خود را می‌کندند حتی ابروها و موه‌ها؟

 هیچ‌وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی؟

 تعداد انسان‌هایی که به وسیله خر کشته می‌شوند، از انسان‌هایی که در سانحه هوایی می‌میرند بیشتر است؟

 چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند؟

 کلمه فارسی پرتقال ، در ابتدا پرتاگال (چینی)بوده است؟

 زادگاه اصلی پرتاگال کشور چین میباشد و حدود صد و ده سال پیش به ایران وارد شد؟


 
تست هوش جدید 2010
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۸ 

سلامی دوباره به آفتاب قلب های دوستان این وبلاگ که مدت هاست نرسیدم بیام و به یک آپ جانانه لباشونو به خنده ای هرچند مختصر،باز کنم.

حقیقت اینه که شغل من یه جورایی گاهی هست و گاهی نیست،گاهی شلوغه و گاهی خلوت و برای همین تغییرات که کلا دوسش دارم... الانم حسابی شلوغم و کمتر می تونم به وبلاگ برسم.

فعلا با این تست هوش مغز محترم رو یه محک درست و حسابی بزنید تا به زودی با چند تا جوک برگردم.

جواب اون پایین هست ولی اول یه کم به دوگوله فشار بیارید و حالشو ببرید.

جاهای خالی را با اعداد مناسب پر کنید:

 

10, 20, ..., 15, 1000, ..., 16

# # #

عجله نکنید! کمی فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست ولی اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت خوب سمت راست مغز شماست. برای دیدن جواب صحیح به پایین همین صفحه مراجعه کنید...

 

 

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

...

پاسخ تست:

10, 20, 3, 15, 1000, 60, 16


ده، بیس، سه، پونزه، هزار و شصت و شونزه
هر کی می گه شونزه نیس، هفده، هجده، نوزده، بیس!تعجبتعجبتعجب نیشخند

یاد قدیما به خیر که این شعر را می خوندیم و بازی می کردیم!!!

البته اون وقتا به تنها چیزی که فکر نمی کردیم معنی این شعرا بود و فقط می خوندیمشونو حالشو می بردیم...

آییی فینگلی ای کجایی که یادت به خیرررر...نیشخندقلب

امیدوارم خوشتون اومده باشهماچ


کلمات کلیدی: زدبازی
 
مرد بد
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۸ 

مطلب زیر رو از وبلاگ "پهلوان چغر باغ" برداشتم که آدرسش رو می نویسم  تا یه سر برین و مطالب قشنگش رو بخونید.

http://mard-e-barooni.blogfa.com

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز.. وای خدای من، خیلی درست کردی.. حالا برش گردون.. زود باش. باید بیشتر کره بریزی.. وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟؟ دارن می‌سوزن. مواظب باش. گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی.. هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی. نمک بزن... نمک......

زن به او زل زد  و با دلخوری ، خیلی معصومانه گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی جواب داد: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه احساسی دارم...